مناسبت­ها
جستجو
اعضا

خبر

عوامل بحرانِ دانش سیاسی در ایران

وی در ادامه به تبیین عوامل بحران دانش سیاسی پرداخت و متذکر شد: اگر علوم سیاسی از عوامل ایجاد بحرانِ دانش سیاسی در جمهوری اسلامی ایران بتواند خارج شود آنوقت رشته ای مولد خواهد بود.

 

 

وی ادامه داد: دو عاملی که موجب بحران در دانش سیاسی یا غیر مولد بودنش در ایران  می باشند عبارتند از :
1- دانش سیاسی جهانی؛ دانش سیاسی، جهانی است؛ یعنی دانش سیاسیِ موجود، محصول فکری مشترک جوامع مختلف است  از این رو نیازمند به لوازماتی است که یکی از آنها مسلط بودن بر زبان خارجی می باشد اما جوانان ما به علت ضعف وعدم تسلط بر زبان های خارجی نه قادر به مشارکت در تولید این دانش هستند ونه استفاده عمیق ومطالعه شده از دستاوردهای آن هستند لذا مجبورند تنها ابعاد سطحی وکم رنگ این دانش را آن هم از طریق رسانه های جمعی، ترجمه ها و... بر گیرند . بنابراین ما باید موضع خود را در برابر دانش سیاسی موجود مشخص کنیم تا از غیر مولد بودن بیرون بیاییم

2- ابهام در میراث: ما بایستی موضع خود را از میراث روشن کنیم. چه چیزی از این میراث بگیریم و چه چیزی را اهمال کنیم؟ چه چیزی به درد ما می خورد و چه چیزی نمی خورد؟ کدام ارزش های مثبت از میراث باقی مانده که می توانیم آن را حفظ کنیم؟ همچنین کدام ارزش های منفی؟ آیا میراث ما یا دانش میراث ما؛ برای اداره جامعه مفید و کاربردی بود؟ و آیا دانش بومی امروزی دارای این خصایص هست و آیا می تواند ما را اداره کند؟

وی ادامه داد: در این باره باید اظهار داشت که متولیان این دانش در سه دسته قرار می گیرند الف: دسته ای که خود در فضا و محیطی بسته به سر می برند یا محافظه کارانه عمل می کنند یا تملق و چاپلوسی در نوشته هاومحصولات خود را اساس فعالیت خود قرار داده اند در نتیجه دستاوردهای آنان نمی تواند روح تشنه جوانان مسلمان امروز را سیراب نماید(پس مولد نیستند) ب: دسته دوم افرادی هستند که بر اساس دانش سیاسی موجود جهانی می اندیشند و زیست می کنند وبرآن اساس نسخه تجویز می نمایند و هرچه غیر آن باشد را نفی کرد و تحجرگرایی می خوانند.(این دیدگاه نیز نمی تواند در جامعه اسلامی و دینداری که داعیه دار استقلال هستند مولد باشند) ج: دسته سوم کسانی هستند که بین این دو در حرکت هستند ودر تلاشند که دقایق دانش سیاسی موجود جهان را با دقایق میراث اسلامی در هم آمیزند و دانشی برای جهان اسلام و جهان بشری ارائه نمایند بنظر می رسد که این دیدگاه به واقع نزدیکتر بوده و در جامعه ما مولد خواهد بود.

علل نیاز به دانش سیاسی در ایران

 عضو هیات علمی پژوهشگاه درباره پاسخ سؤال دوم یعنی آیا علوم سیاسی در ایران مولد است یا خیر، ابراز داشت: باید عنایت داشت که در باب نیاز به علم و دانش بصورت کلان دو نظریه ارائه شده است. 1- نظر اول این است که علم خالص وناب است، یعنی دانشمند بنیاد فعالیت های علمی خود را نه بخاطر سودمندی آن برای مشتری بلکه برای تولید دانش بیشتر انجام می دهد در این جا پرداختن به علم از جمله علم سیاست می تواند برای تحول و تکامل علم مفید باشد. 2- نظر دوم، علم کاربردی است؛ در این نگاه به علم به خاطر بهبود جامعه وخدمت به جامعه پرداخته می شود بعبارتی با رویکرد برون گرایانه به علم توجه می شود و توسعه علم براساس عوامل جامعه شناختی تبیین می گردد .براساس این دیدگاه علم مدرن در دوره رنسانس و رفرماسیون براساس گزینش های سود طلبانه طبقه سرمایه داری شکل گرفت، اما دانش سیاسی اسلامی با در بر گرفتن هر دو نظریه فوق، بخاطر ضرورت های ذیل در گرایشات مختلف ظهورکرده و تلاش می کند که پاسخگو مسایل و مشکلات جامعه اش باشد.

تعلیم و تربیت افراد باید براساس دانش سیاسی اسلامی باشد

دکتر عیسی نیا به تبیین نقش و جایگاه تعلیم و تربیت در این باره اشاره کرد و افزود: از آنجایی که عدم تناسب نظام آموزشی و تربیتی در کشوری، آن کشور را با مشکلات عدیده ای مواجه می کند، پس دولتمردان باید روش تربیت افراد را با روح سرشت نظام سیاسی کشور سازگار کنند. در عصر جمهوری اسلامی، تربیت و تعلیم باید طوری باشد که مسیرش مسیر همین نهضت اسلامی است. بنابراین اگر تولید و توسعه دانش سیاسی در جمهوری اسلامی ایران بر مبنای علم مدرن بر اساس گزینش های سود طلبانه طبقه سرمایه داری شکل بگیرد مشکلاتی را به همراه خواهد داشت.

وی ادامه داد: باتوجه به این مطلب برخی از اندیشمندان علوم سیاسی اذعان به نقاط ضعف این دانش در ایران داشته اند مثلاً 1- این دانش چنان که لازم است کاربردی نیست 2- در حد بایسته بومی نیست 3- چندان علمی نیست ( بعبارتی غیر کاربردی ، غیر بومی وغیر مولد است) و راه حل هایی هم بیان شده است مثلاً رهایی از وابستگی فکری به فرهنگ غرب و یا رهایی از وابستگی به دانش های سنتی.

استادیار پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی در ادامه متذکر شد: موارد فوق، همهِ مشکل و همهِ راه حل دانش سیاسی ایران نیست فلذا برای دستیابی به پاسخی متقن و مستدل اهداف و ضرورت های ذیل را می-شود دنبال نمود:

1-      بازشناسی دانش سیاسی در ایران وتغییر وتحولات آن بعد از انقلاب اسلامی

2-      آسیب شناسی دانش سیاسی موجود وراهکارهای مورد نیاز برای اتقان کارآمدی آن

3-      توصیف وشناسایی مؤلفه های کارآمدی دانش سیاسی در ایران

4-      بومی سازی دانش سیاسی در ایران

 5- بازتولید دانش سیاسی یا تدوین شاخصه های ارتقای دانش سیاسی به وضع مطلوب .

وی در پایان گفتگو بیان کرد: همانگونه که گفته شد تحول و پیشرفت در این امر؛ محصول دوگام  1- یکی کشف عیب 2-  ودیگری رفع عیب می باشد، فلذا دانش سیاسی جهت تحقق تحول وپیشرفت خود منوط به شفاف سازی ارکان زیر در هر یک از گرایشات چهارده گانه این دانش (یعنی فلسفه سیاسی، فلسفه علم سیاست، کلام سیاسی، فقه سیاسی، اخلاق سیاسی، روابط بین الملل، جامعه شناسی سیاسی، جغرافیای سیاسی وژئوپلتیک، تفسیر سیاسی قرآن، مسائل ایران، انقلاب اسلامی، مطالعات منطقه ای، جهان اسلام، سیاستگذاری عمومی) می باشد.

 

منبع: ایسکا