مناسبت­ها
جستجو
اعضا

خبر

لبنان، کشوری کوچک اما تاثیر گذار در منطقه است

به همت انجمن مطالعات سیاسی حوزه، نشست علمی «جریانهای فکری-سیاسی لبنان» روز سه شنبه، دوم آذر 95، با حضور جناب آقای دکتر مجید مرادی برگزار شد. در ابتدا دبیر جلسه جناب آقای دکتر شیرخانی اشاراتی به جایگاه و اهمیت لبنان در جهان اسلام و خاورمیانه و ضرورت پرداختن به جریانهای فکری-سیاسی این کشور کرد. در ادامه، دکتر مرادی، سخنان خود را ارائه کردند که در ادامه گزارشی از آن، تقدیم می­گردد.

لبنان، کشوری کوچک اما تاثیر گذار در منطقه است. گروه­ها، جریانها، طوایف و مذاهب مختلف در این کشور وجود دارد و هر کدام نقش خود را بازی می­کنند. مذاهب شیعی، سنی، علوی و دروزیها از یک سو و 18 طایفه مسیحی از دیگر سو در لبنان حضور جدی دارند و هر کشوری مسائل و منافع خود را دنبال می­کنند. کشورهای عربی، با توجه به هویت عربی لبنان، کشورهای اهل سنت، طرفدار اهل سنت و کشورهای شیعی نیز مدافع شیعیان لبنان­اند. برای کشورهای غربی هم حضور مسیحیان مهم است.  آن گونه که نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل و یونسکو، نمایندگی ویژه در این کشور دارند.

از جهتی دیگر این نکته مهم است که دولت، دین رسمی ندارد، دولت فرادینی است. ضمن آن که ضعیف نیز هست. در مقابل، فرد و شهروند، قوی است، فرد بیشترین آزادیها را دارد و می­تواند مسائل و حوزه­های مختلف فکری، سیاسی و اجتماعی را تجربه کند. جامعۀ لبنان، جامعه­ای باز و آزاد است. ملت، مشتاق سفر، زیرک، سرمایه گذار، با روحیۀ تجاری و خطرپذیری است. شوق کار و تکاپو در آنها وجود دارد. در همین سامان شامات بوده که پول طراحی شده و تمدن فنیقی به وجود آمد. روحیۀ اعتدالی، گرایش به رفاه و امنیت، ساده­گیری از دیگر روحیه­های مردم لبنان است. گویی تنوع و تعدد غذایی در لبنان به تنوع فرهنگی و سیاسی این کشور نیز سرایت کرده است.

کنش سیاسی در لبنان، تعادلی و اعتدالی است. گروه­ها و جریان­های سیاسی ضمن آن که با هم اختلاف و تفاوت نظر دارند، اما در کنار هم و با هم هستند و چنین نیست که پلها را پشت سر خود تخریب کنند. وی سپس به گروه و طوایف این کشور اشاره کرد که مارونی­ها،فرانسه را مادر لبنان می­دانند. تعدادی ارامنه در این کشور هستد که علاقۀ شدید به ارمنستان دارند.

جناب دکتر مرادی، در ادامه، به خاستگاه اندیشه­ها و جریان فکری-سیاسی در لبنان اشاره کرد که یکی از آنها، مصر است. برخی از اندیشه­ها مانند اندیشۀ حکومت اسلامی و خلافت، از دهه سی به موازات اندیشه اخوان المسلمین مصر(تاسیس 1928)، در لبنان مطرح میشود. برای نمونه رهبر جریان اخوان المسلمین در سوریه، مصطفی سباعی است که کتابی به نام «الاسلام الاشتراکی» را نوشت که متاثر از دورۀ دوم زندگی فکری سید قطب است که گرایش­های سوسیالیستی دارد، سید قطب در این دوره، کتاب عدالت اجتماعی را می نویسد که در زمان خودش، کم نظیر بود.

دیدگاه حکومت اسلامی از سوی جماعت اسلامی لبنان پی گیری می­شد که همچنان جریانی قوی و موثر است و با جریان 14 مارس و المستقبل سعد حریری همکاری دارد. البته حزب الله نیز تلاش کرده است تا با جماعت اسلامی همراهی کند و به روابط چالشی نیفتاده­اند. هر چند که جماعت اسلامی، در جریان سوریه از حزب الله جدا شدند اما اختلاف همچنان کنترل شده است.

جریان دیگر از شیخ تقی الدین  نُبهانی فلسطینی است که افکارش تشابه بسیار با اندیشۀ شیخ فضل الله نوری دارد. این که قانون در ذات قرآن است و بس و قوانین دیگر،  بشری و وضعی­اند. وی حزب تحریر را در سال 1953 تاسیس کرد و خواستار احیای خلافت اسلامی شد. وی معتقد بود که امکان تشکیل دولت اسلامی در لبنان نیست و راهش الحاق آن به سوریه است. وی باور داشت که غربی­ها لبنان را برای تامین منافع خود ساخته­اند. این حزب از اولین گروه­هایی هستند که به ایران آمدند و به انقلاب ایران امید داشتند و این که با آن، احیای خلافت انجام شود، هر چند با توجه به ساختار شیعی، از این امر، ناامید شدند.

یکی از دیگر جریانهایی که در لبنان خواستار تاسیس دولت اسلامی شد، حجت الاسلام سیدصادق موسوی بود که ایرانی است. بعدها ایشان به کار پژوهشی روی آورد و کتابی به نام «تمام نهج البلاغه» را چاپ کرد.

نگرش تشکیل حکومت اسلامی در لبنان را علامه محمد حسین فضل الله نیز دنبال می­کرد که البته پس از مدتی و با توجه به مقتضیات جامعۀ لبنان، ایشان دیدگاه «دولت انسانی» را طرح کرد.

جریان دیگر حزب الله است که از اول دیدگاه ولایت فقیه را دنبال می­کرد و همچنان هم بر این باور است. این جریان تا سال  2009 تاکید بر مقاومت داشت و لذا حساسیت برانگیز نبود. اوج حزب الله 2006 است که در مقابل رژیم اشغالگر پیروز شد، بعد از آن درگیر مشکلات داخلی لبنان شدند و  در داخل لبنان به مشارکت سیاسی روی آوردند. هر چند بخشی از طرفداران خود را از دست دادند اما در قالب مشارکت سیاسی، توانستند به جایگاهی مطلوب در مجلس ملی و کابینه لبنان دست یابند. حزب الله سال 2009 دومین بیانیه خود را صادر کرد که بیشتر بر سطوح ملی-وطنی و همکاری با دیگر گروه ها تاکید دارد. حزب الله در این دوران از زبان سیاسی مدرن استفاده میبرد. تحول و تغییر حزب الله، نشانۀ قدرت انعطاف و پویایی آن است که نشان از اجتهاد شیعی دارد.

در نگرشی کلی، جریانهای اسلام گرا، کم کم، رویکرد حکومت دموکراتیک پیدا می­کنند. وی در پایان به برخی از پرسش­های استادان حاضر در جلسه پاسخ دادند و با اشاره به روابط میان حزب الله و مسیحیان لبنان  به این نکته اشاره کرد که مسیحیان لبنان در تحلیلی که انجام می­دهند می­بینند که بیشتر از هر گروه دیگر، می­توانند با شیعیان همکاری کنند زیرا که برخی از جریانهای افراطی اهل سنت، حقوقی بالاتر از حق ذمه، برای آنان در نظر نمی­گیرند، پس طبیعی است که به شیعیان و حزب الله تمایل یابند و با آنان همکاری کنند.